دانلود پروژه مقاله بررسی و تبیین برهان گودل در word
یکشنبه 95/4/6 2:51 صبح| | نظر

دانلود پروژه مقاله بررسی و تبیین برهان گودل در word دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود پروژه مقاله بررسی و تبیین برهان گودل در word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است
بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود پروژه مقاله بررسی و تبیین برهان گودل در word
چکیده
1 مقدمه
2 مطالب
1ـ2 تبیین مبناگروى
2ـ2 تبیین برهان گودل
1ـ2ـ2 مرحله اول
2ـ2ـ2 مرحله دوم
3ـ2ـ2 مرحله سوم
4ـ2ـ2 مرحله چهارم
5ـ2ـ2 مرحله پنجم
6ـ2ـ2 مرحله ششم
7ـ2ـ2 مرحله هفتم
8ـ2ـ2 مرحله هشتم
9ـ2ـ2 مرحله نهم
10ـ2ـ2 مرحله دهم
11ـ2ـ2 مرحله یازدهم
12ـ2ـ2 مرحله دوازدهم
3ـ2 بررسى برهان گودل
1ـ3ـ2 پاسخ اول
بررسى
2ـ3ـ2پاسخ دوم
بررسى
3ـ3ـ2 پاسخ سوم
بررسى
5ـ3ـ2 پاسخ چهارم
3 نتیجهگیرى
پینوشتها
منابع
بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود پروژه مقاله بررسی و تبیین برهان گودل در word
ـ شمس، منصور، آشنایى با معرفتشناسى (قم: انجمن معارف اسلامى ایران، 1382)
ـ مصباح یزدى، محمد تقى، دیگران، هماندیشى معرفتشناسى، جلسه یازدهم،(متن پیاده شده)
ـ The Encyclopedia Of Philosophy, ed. in chief: Paul Edwards, New York: Macmillan Publishing Co. Inc. & The Fraa Press, 1967, Vol
ـQuine, W. V. Ontological Relativity & Other Essays, New York: Columbia University Press, 1969.: “Moreover, we know from Gdel’s work that no consistent axiom system can cover mathematicseven when we renounce self-evidence“
Everit, Nicholas & Alec Fishe,Modern. Epistemology, New York: McGraw Hill, Inc
ـDancy, Jonathan & Ernest Sosa, A Companion To Epistemology, Oxford, Blackwell Publishers,
ـSmullyan, Raymond M. Godel’s IncompletenssTheorems, New York, Oxford University Press
ـEverit, Nicholas & Alec Fishe, Modern. Epistemology, McGraw Hill, Inc. New York,
ـSmullyan, Raymond M. Godel’s Incompletenss Theorems, New York, Oxford University Press
ـUspensky, V. A, Gdel’s Incompleteness Theorems, Moscow: Mir Publishers,
ـNegel, Ernest, and James Newman. Gdel’s Proof. London: Routledge and Kegan Paul,
ـEvolutionary Epistemology, Rationality, and The Sociology Of Knowledge, Edited By Gerard Radnitzky, W. W. Bartly, III. Open Cowrt, The unedited States Of America,
چکیده
«برهان گودل»1 چیست؟ این برهان چگونه نظریه مبناگروى2 در باب توجیه را به چالش مىگیرد؟ و آیا برهان گودل از عهده نقد مبناگروى بر میآید یا نه؟ این سه پرسشهایی هستند که نوشتارحاضر در پى پاسخگفتن به آنهاست. در مقدمه، نکات مقدماتى در باب تعریف رایج معرفت، مسئله توجیه و نظریه مبناگروى را از نظر خواهید گذراند. بدنه اصلى مقاله تحت عنوان «مطالب» به سه بخش تقسیم شده که هر بخشى عهدهدار پاسخگویى به یکى از پرسشهاى سهگانه است. در بخش اول وجه مشترک میان همه تقریرهاى مبناگروى بیان شده است. در بخش دوم، طی دوازده مرحله برهان گودل تبیین شده، و سرانجام در بخش سوم، چهار پاسخ به برهان گودل مطرح گردیده است. در بخش نتیجهگیرى نیز خلاصهاى از نتایج مقاله ارائه شده است
کلید واژهها: توجیه، مبناگروى، برهان گودل، قضیه عدم تمامیت
1 مقدمه
از زمان افلاطون به این سوی، اکثر فیلسوفان معرفت را به «باورِ صادقِ موجه» تعریف کردهاند.3 اگرچه تا مدتها فیلسوفان از کنار این تعریف به راحتی مىگذشتند در چند دهه اخیر نقد و بررسى هر یک از عناصر این تعریف در کانون توجه معرفتشناسان قرار گرفته است. از جمله عناصر سهگانه این تعریف عنصر «توجیه» است. کلیدى و بنیادین بودن بحث توجیه سبب شده تا حجم زیادى از کتابهاى معرفتشناسى به بررسى و نقد معیار توجیه اختصاص یابد. امروزه در پاسخ به این پرسش که «معیار موجه بودن معرفت چیست؟» دیدگاههاى مختلفى مطرح مىشود که رایجترین آنها نظریه مبناگروى و نظریه انسجامگرایى است.4 از میان این دو نظریه مبناگروی بیشتر کانون توجه بوده و مىتوان پیشینه آن را در یونان باستان و بهویژه در اندیشههای ارسطو پىگرفت.5
به هر حال پیشینه مبناگروى هیچ گونه مصونیتى براى آن به همراه نداشته و در کتابهاى معرفتشناسى نقدهاى مختلفى بر آن وارد شده است. با مطالعه کتابها و مقالاتى که در زمینه معرفتشناسى نگارش یافته با نقدها و اشکالهاى مختلفى روبهرو مىشویم. از جمله این نقدها ایرادى است که کورت گودل ِریاضىدان و منطقدان در قالب برهان ریاضى بر این نظریه وارد کرده است.6 در باب این نقد نکتهاى حاشیهاى نیز وجود دارد که بر پیچیدگى آن افزوده است. در موارد متعددى نویسندگان تنها به بیان این مطلب بسنده کردهاند که برهان گودل نقدى جدى بر نظریه مبناگروى به شمار میآید و به بهانه «دشوارى فهم آن» از پرداختن به تبیین و توضیح برهان گودل پرهیز کرده یا حداکثر خوانندگان را به کتابهاى دیگر راهنمایى کردهاند.7 از این روی، معمولاً این دو پرسش همواره خاطر خوانندگان این گونه آثار را به خود مشغول داشته است: اوّلا،ً مفاد و محتواى برهان گودل چیست. ثانیاً، این برهان چگونه نظریه مبناگروى را به چالش مىگیرد؟
2 مطالب
نخست تصویرى از مبناگروى مطرح خواهیم ساخت و در ادامه مىکوشیم تا به تصورى روشن از برهان گودل دست یابیم. سپس در بخش سوم به این مسئله مىپردازیم که آیا مىتوان این برهان را نقدى بر مبناگروى به شمار آورد یا نه؟
1ـ2 تبیین مبناگروى
بیان مفصل دیدگاه مبناگروى و پرداختن به تقریرهاى گوناگونى که از آن ارائه شده در راستاى اهداف این مقاله نیست. بنابراین تنها به طرح عصاره این دیدگاه که به نظر مىرسد در همه تقریرها مشترک باشد بسنده مىشود. مبناگروى به دیدگاهى اطلاق مىشود که در میان مجموعه باورها، گزارهها معرفته بر حسب تعبیرهاى مختلفى که نویسندگان به کار بردهاند دستهاى را با نام باورها، گزارهها یا معرفتهاى پایه مشخص مىسازد و دیگر موارد را باورها، گزارهها یا معرفتهاى غیر پایه مىنامد، و مدعى است که دسته دوم توجیه خود را از ابتنا بر دسته نخست کسب مىکنند. پس با فرض اینکه Q, P و r نماد براى گزاره و S نماد براى فاعل شناسا باشد مىتوان گفت که عصاره دیدگاه مبناگروى از این قرار است
1 S باور دارد به P
2. باورS به P یا
a/2. خود موجه است؛ یعنى باور S به P نیاز به توجیه ندارد. ]: باورهاى پایه[
b/2. خود موجه نیست؛ یعنى باور S به P بر اساس باور او به q توجیه شده است. ]: باورهاى غیر پایه[
3 باورS به q یا
a/3. خود موجه است؛ یعنى باور S به q نیاز به توجیه ندارد
b/3. خود موجه نیست؛ یعنى باورS به q بر اساس باور او به r توجیه شده است
4 مجموعه باورهاى غیر خود موجه S بر باورهاى خودـ موجه او مبتنى هستند.8
2ـ2 تبیین برهان گودل
در آستانه تبیین این برهان توجه به دو نکته بجا خواهد بود. نکته اول اینکه اصل مقاله گودل به زبان آلمانى است، و به دلیل دشوارى آن، برخى کوشیدهاند با إعمال تغییراتى، از دشوارى آن بکاهند. تقریرهاى مختلفى را مىتوان تحت عنوان برهان گودل یافت. در این مقام ما به بیان تقریرى خواهیم پرداخت که با وجود سادگى چندان از محتواى مقاله گودل فاصله نگرفته باشد.9 نکته دوم اینکه براى سهولت کار آن را در دوازده مرحله بیان مىکنیم و البته مانند هر برهان دیگرى پذیرش نتیجه نهایى منوط به پذیرش یک یک مقدمات آن است و هر گونه تردید در یکى از مقدمات نتیجه را از اعتبار خواهد انداخت
گودل با استفاده از منطق ریاضی نشان میدهد با فرض دستگاهی که گزارههای آن با استفاده از روش تأسیس اصل به اصول و قضایا تقسیم شده باشند، همیشه قضیه یا قضایایی به دست میآید که هم خود آنها و هم نقیضشان را میتوان از اصول استنتاج کرد، و در نتیجه دستگاه مذبور ناسازگار است.10
1ـ2ـ2 مرحله اول
در منطق ریاضی، قواعد را با استفاده از نمادهایی بیان میکنند. در یک تقسیم، این نمادها بر دو قسم اند: نمادهای ثابت و نمادهای متغیر. نمادهای ثابت خود به دو دسته تقسیم میشوند: ادوات منطقی و نشانههای نقطهگذاری. نمادهای متغیر نیز سه دستهاند: متغیرهای عددی، که جایگزین اعداد میشوند؛ متغیرهای جملهای، که به جای فرمولها مینشینند؛ و متغیرهای محمولی، که جایگزین محمولات میشوند. گودل در ارائه استدلال خود از این نمادها بهره میگیرد. این نمادها عبارتاند از
1 نمادهای ثابت
ادوات منطقی: $ E ~ = S o؛
نشانههای نقطهگذاری: نمادِ ( ، نمادِ ) و نمادِ , ؛
2 نمادهای متغیر
متغیرهای عددی: x ، y ، z ؛
متغیرهای جملهای: p ، q ، r ؛
متغیرهای محمولی: P ، Q ، R
2ـ2ـ2 مرحله دوم

دانلود پروژه مقاله منزلت عقل و وحى در هندسه معرفت بشرى تحلیل و ب
یکشنبه 95/4/6 2:51 صبح| | نظر

دانلود پروژه مقاله منزلت عقل و وحى در هندسه معرفت بشرى تحلیل و بررسى دیدگاه آیت اللّه جوادى آملى درباره منزلت عقل در هندسه معرفت دینى در word دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود پروژه مقاله منزلت عقل و وحى در هندسه معرفت بشرى تحلیل و بررسى دیدگاه آیت اللّه جوادى آملى درباره منزلت عقل در هندسه معرفت دینى در word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است
بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود پروژه مقاله منزلت عقل و وحى در هندسه معرفت بشرى تحلیل و بررسى دیدگاه آیت اللّه جوادى آملى درباره منزلت عقل در هندسه معرفت دینى در word
چکیده
مقدّمه
مفاهیم کلیدى و پیشفرضها
نسبت بین عقل، نقل، و وحى
تعارض میان عقل و نقل، و علم و دین
اسلامىسازى علوم
نقد مکتب تفکیک
تأمّلات و پرسشها
نتیجه گیرى
منبع
منبع
ـ جوادى آملى، عبداللّه، منزلت عقل در هندسه معرفت دینى، تنظیموتحقیق احمد واعظى، قم، اسراء، 1386
چکیده
تاریخ اندیشه بشر گواهى مىدهد که پرسش کهن از نسبت عقل و ایمان یا علم و دین، همواره به دنبال پاسخهایى تازه بوده است. کوشش براى فهم نسبت اینها، به ویژه براى دیندارانى که در عصر شکوفایى علم مىزیند و در چنین عصرى مدّعى ساماندهى زندگى فردى و جمعى انسان با بهرهگیرى همزمان از علم و دیناند، ضرورتى اجتنابناپذیر است. حکیم متألّه و مفسّر معاصر، آیتاللّه جوادى آملى، از عالمانى است که با عنایت به این ضرورت، اهتمامى بلیغ به طرح این مسئله ورزیده و تأمّلاتش را در این باب عرضه نموده است. از نگاه این حکیم، عقلْ جزئى از دین است، نه در مقابل آن. بنابراین، فرض ناسازگارى آنها نامعقول است. آنچه ممکن است در آغاز روى دهد تعارض عقل و نقل است که راهحلهاى آن از دیرباز در علوم و معارف اسلامى مطرح بوده است. نوشتار حاضر کوششى است براى فهم، تحلیل، و نقد نظریه استاد جوادى آملى در اینباره
کلیدواژهها: عقل، نقل، وحى، ایمان، دین، معرفت دینى، علم، اسلامىسازى علم، مکتب تفکیک
مقدّمه
یکى از مباحث مهمى که از دیرباز در فلسفه و الهیات مطرح بوده است و امروزه نیز به طور جدّى محور بسیارى از گفتوگوها را تشکیل مىدهد بحث از نسبت عقل و ایمان، و رابطه علم و دین است. برخى بر ناسازگارى این عناصر با یکدیگر تأکید مىکنند و جمعى آنها را همسو و هماهنگ مىدانند. سازگارى یا ناسازگارى عقل و محصولات آن ـ مانند علم ـ با دین، تأثیر زیادى بر نحوه عقلورزى و علمگرایى از یکسو و دینورزى و ایمانگرایى از سوى دیگر خواهد داشت. این بحث علاوه بر آثار و پیامدهاى نظرى و اعتقادى بنیادین، تأثیرى چشمگیر بر زندگى و رفتار فردى و جمعى دارد. طرح این بحث براى پیروان دینى همچون اسلام که مدّعى ساماندهى زندگى اینجهانى نیز شمرده مىشود، ضرورت بیشترى دارد. اگر توجه کنیم که یکى از اصول مستتر در مبانى نظرى نظام جمهورى اسلامى همانا سازگارى عقل با ایمان، و علم با دین مىباشد، و نظام اسلامى بر هر دو پایه مبتنى است، طرح این بحث در این برهه تاریخى اهمیتى دوچندان پیدا مىکند. شاید به همین دلایل بوده که این بحث یکى از دغدغههاى جدّى آیتاللّه جوادى آملى را در سالیان اخیر تشکیل داده است؛ به طورى که ایشان علاوه بر اینکه مبحث یادشده را در مناسبتهاى مختلف طرح کردهاند، کتاب مستقلى نیز در این زمینه با عنوان منزلت عقل در هندسه معرفت دینى منتشر نمودهاند
نظریهاى که استاد جوادى آملى در این بحث طرح مىکند، برگرفته از معرفتشناسى حکمت متعالیه است که در آن، بر سازگارى و جمع راههاى مختلف معرفت تأکید مىشود. بر پایه این معرفتشناسى، راههاى مختلفى براى وصول به حقیقت هست که: اولا همه معتبرند، ثانیآ با هم سازگارند، و ثالثآ مکمّل یکدیگرند؛ از اینرو، براى تحصیل معرفت، باید کوشید از همه آن راهها کمک گرفت و به یک راه بسنده ننمود. بر این اساس، عقل و نقل دو راه براى تحصیل معرفتاند که اصولا با یکدیگر هماهنگ هستند و جمع آنها در شناخت دین ضرورى است. بر این مبنا، استاد با تبیین مناسبات عقل و نقلْ مىکوشد تا به نزاع سنّتى بین عقل و وحى، و علم و دین پایان دهد و بر پایه آن، برخى دیگر از مناقشات نظرى جارى را حل نماید
در این مقاله، ابتدا گزارش و تحلیلى گذرا از نظریه آیتاللّه جوادى آملى ـ آنگونه که در اثر یادشده آمده است ـ ارائه و سپس پرسشهایى را درباره آن طرح مىکنیم؛ با این امید که حاصل آن ما را به طرح درست مسئله و حلّ آن نزدیک کند. امّا پیش از هر سخن، لازم است که به طور اجمالى، به مفاهیم کلیدى این بحث و پیشفرضهاى آن از دیدگاه استاد جوادى آملى اشارهاى بکنیم
مفاهیم کلیدى و پیشفرضها
نخست باید دانست که مراد از «دین» چیست: «دین مجموعهاى از عقاید، اخلاق، قوانین فقهى و حقوقى است که از ناحیه خداوند براى هدایت و رستگارى بشر تعیین شده است.» البته، در این بحث، دین اسلام موردنظر است و بررسى نسبت این دین با عقل دنبال مىشود. بنابراین، مراد این نیست که هر دینى با عقل چنین نسبتى دارد؛ بسیارى از ادیان باطلاند و با عقل ناسازگارند. خدا خالق دین مىباشد، و دیندار کسى است که به آموزهاى دینى مثل «خدا هست» ایمان دارد. حقیقت خارجى خدا و ایمان دیندار به آن، هر دو غیر از دین و خارج از دین هستند. به عبارت دیگر، مراد از دین گزارههاى دینى است. «دین مخلوق اراده و علم ازلى خداوند است.» اینکه چیزى جزء دین مىشود، تابع اراده الهى است
مفهوم کلیدى دیگر در این بحث «عقل» است. منظور از عقل معناى عام آن است که همه مراتب چهارگانه عقل را شامل مىشود: عقل تجربى (که محصولش علوم طبیعى و انسانى است)، عقل نیمهتجریدى (عقل ریاضى)، عقل تجریدى (عقل منطقى و فلسفى)، و عقل ناب (عقلى که عهدهدار عرفان نظرى است). مراد از معرفت عقلى در این بحث، درجهاى از معرفت عقلى است که یقینى یا دستکم اطمینانبخش مىباشد (علم یا علمى)، نه آنچه در حدّ وهم و گمان است.دو واژه مهم دیگر در این بحث «وحى» و «نقل» مىباشند. وحى معرفتى است که خدا به پیامبر و حجّتش القا مىکند. بنابراین، الفاظ و معانى قرآن عین وحى الهى شمرده مىشوند، و معصوم عین وحى را بدون خطا مىفهمد: «محتوا و مضمون وحیانى قرآن فقط در دسترس معصومان است.» امّا غیرمعصوم هرچند به الفاظ وحى دسترسى دارد، ولى فهم او ممکن است در همه موارد عین محتوا و مضمون وحى نباشد و سرّ اختلاف فهم دینى عالمان نیز همین است. همچنین، «مراد از نقل ادراک و فهم بشر از وحى است، نه خود وحى، چون خود وحى فقط در دسترس نسانهاى معصوم مانند انبیاست و آنچه در دسترس بشر عادى است، فهم و تفسیر وحى است.» دو پیشفرض این بحث را «حقّانیت دین اسلام» و «حجّیت عقل در ادراک برخى از حقایق» تشکیل مىدهند. هرچند این دو قضیه نظرىاند و مىتوان درباره آنها گفتوگو کرد، امّا در اینجا از این کار صرفنظر مىکنیم
نسبت بین عقل، نقل، و وحى
پرسش ما این است که بین اسلام، که دین حقّى است، و عقل، که فىالجمله کشف از حقیقت مىکند و حجّت مىباشد، چه نسبتى برقرار است؟ از گذشتههاى دور تا به امروز، همواره این سؤال مطرح بوده است که: آیا عقل با دین یا وحى سازگار است یا ناسازگار؟ به همین ترتیب، وقتى علوم جدید روى کار آمدند، این پرسش مطرح گردید که: آیا علم با دین سازگار است یا ناسازگار؟ در قالب پاسخگویى به این پرسشها، نظریات مختلفى داده شده که همچنان موضوع مناقشهها و جدلهاى بسیارى است
از نظر استاد جوادى، طرح پرسشهاى یادشده به این شکل نادرست است؛ بنابراین، با به کارگیرى این شیوه از طرح بحث، انتظار حلّ آن نابجاست. اساسآ عقل در سطح وحى نیست؛ از اینرو، نمىتوان از نسبت این دو بحث کرد. آنچه در سطح عقل است نقل مىباشد، نه وحى. به عبارت دیگر، عقل همتاى وحى نیست، بلکه همتاى نقل است، و علوم عقلى همسطح علوم نقلى هستند، نه همسطح وحى. نقلْ فهم و تفسیر ما از وحى است، نه خود «وحى» که غیرمعصوم به آن دسترسى ندارد. وحى مصون از خطاست، امّا نقل همچون عقل امکان خطا دارد: «وحى سلطان علوم است و صاحبان علوم عقلى و نقلى (حکیمان و فقیهان) را به حریم آن راهى نیست. علوم عقلى و نقلى هر دو همراه با اشتباهات و خطاهایىاند، حال آنکه در ساحت وحى الهى خطا راه ندارد.» ارزش هیچ علم و کشفى به اندازه وحى نیست. از اینرو، فیلسوف و متکلّم با فقیه و محدّث سنجیده مىشوند، نه با نبى و وصى
عقل و نقل دو راهى هستند که ما را به دین مىرسانند. خدا جاعل و خالق دین، و عقل و نقل کاشف آن قلمداد مىشود. با استفاده از عقل و نقل، مىتوان دین را شناخت و تشخیص داد که چیزى جزء دین است. بنابراین، «عقل و نقل بعد از وحى، و تحتشعاع آن، هر دو منبع معرفتشناختى دین را تأمین مىکنند.» عقل به ادراک دین مىپردازد و کارى با انشاى احکام دینى ندارد؛ یعنى عقل چیزى بر دین نمىافزاید، بلکه همانند آیینهاى است که حکم خدا را نشان مىدهد. عقل ربوبیت و مولویت و نیز قدرت بر ثواب و عقاب ندارد؛ بنابراین، نمىتواند تشریع کند. حکم عقل به معناى کشف عقل است، چنانکه نقل نیز همین شأن را دارد. «عقل ـ مانند طبیب ـ اهل درایت و معرفت است، نه اهل ولایت و حکومت؛ لذا همانند طبیب فاقد حکم مولوى است، زیرا وى مدرک است نه حاکم.» عقل نظرى حکمى صادر نمىکند، بلکه با کشف ملاک حکمْ حکم را کشف مىکند
در این مطلب، فرقى بین عقول انسانهاى عادى و عقول انبیا و اولیا وجود ندارد. انبیا و اولیا نیز نمىتوانند با عقل خویش چیزى را بر دین بیفزایند و حکمى را جعل کنند. خداوند که قادر و غنى مطلق است، تکوین و تشریع را به نحو استقلالى به کسى تفویض نمىکند؛ چراکه در غیر این صورت، محدودیت خدا و استقلال مخلوق لازم مىآید

دانلود پروژه مقاله تشابه تجربههاى عرفانى و توجیه عقلانى وحدت وجو
یکشنبه 95/4/6 2:51 صبح| | نظر

دانلود پروژه مقاله تشابه تجربههاى عرفانى و توجیه عقلانى وحدت وجود از نظر ملّاصدرا و استیس در word دارای 38 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود پروژه مقاله تشابه تجربههاى عرفانى و توجیه عقلانى وحدت وجود از نظر ملّاصدرا و استیس در word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است
بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود پروژه مقاله تشابه تجربههاى عرفانى و توجیه عقلانى وحدت وجود از نظر ملّاصدرا و استیس در word
چکیده
مقدّمه
وحدت وجود
تجلّى خداوند در همه اشیا
شناختناپذیرى حق
علّت همسانى مکاشفات عرفاى منتسب به مکاتب مختلف عرفانى
علّت همسانى کشفها: وحدت حقیقى وجود
دیدگاههاى مختلف در توجیه وحدت وجود
دیدگاه استیس
نقد و بررسى
شبهه دیگرساختار
دیدگاه ملّاصدرا
اقسام کثرت
نتایج تشکیک در وجود
نتیجهگیرى
منابع
بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود پروژه مقاله تشابه تجربههاى عرفانى و توجیه عقلانى وحدت وجود از نظر ملّاصدرا و استیس در word
ـ ابنسینا، التعلیقات، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، 1379
ـ ابنعربى، محىالدین، فصوصالحکم، تعلیقات ابوالعلاء عفیفى، تهران، الزهراء، 1370
ـ ـــــ ، فصوصالحکم، تهران، الزهراء، 1370
ـ ـــــ ، الفتوحات المکیه، بیروت، دار صادر، بىتا
ـ استیس، والتر ترنس، عرفان و فلسفه، ترجمه بهاءالدین خرّمشاهى، تهران، سروش، 1361
ـ الیاده، میرچا، فرهنگ و دین، ترجمه بهاءالدین خرّمشاهى، تهران، طرح نو، 1374
ـ ایزوتسو، توشیهیکو، صوفیسم و تائوئیسم، ترجمه محمّدجواد گوهرى، تهران، روزنه، 1378
ـ جامى، عبدالرحمنبن احمد، نفحاتالانس من حضرات القدس، بىجا، بىنا، 1326
ـ جیمز، ویلیام، دین و روان، ترجمه مهدى قائنى، تهران، انقلاب اسلامى، 1372
ـ حسنزاده آملى، حسن، ممدّالهمم در شرح فصوصالحکم، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1378
ـ حلّى، حسنبن یوسف، کشفالمراد فى شرح تجریدالاعتقاد، تحقیق حسن حسنزاده آملى، قم، نشر اسلامى، 1422ق
ـ دکارت، رنه، تأمّلات در فلسفه اولى، ترجمه احمد احمدى، تهران، نشر دانشگاهى، 1361
ـ زرّینکوب، عبدالحسین، ارزش میراث صوفیه، تهران، امیرکبیر، 1362
ـ سربخشى، محمّد، «تشکیک در سه مکتب فلسفى»، معرفت فلسفى، ش 20 (تابستان 1387)، ص 11ـ52
ـ شایگان، داریوش، آیین هندو و عرفان اسلامى، ترجمه جمشید ارجمند، تهران، فرزان روز، 1382
ـ شعرانى، عبدالوهّاب، الیواقیت و الجواهر فى بیان عقائدالاکابر، مصر، مصطفى البابى الحلبى و اولاده، 1378ق
ـ شیخ اشراق، مجموعه مصنّفات، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، 1372
ـ طباطبائى، سید محمّدحسین، نهایهالحکمه، با تعلیقات غلامرضا فیّاضى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، 1378
ـ عبودیت، عبدالرسول، درآمدى به نظام حکمت صدرایى، تهران، سمت، 1385
ـ فیّاضى، غلامرضا، درآمدى بر معرفتشناسى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امّام خمینى، 1386
ـ قیصرى رومى، محمّدداود، شرح فصوصالحکم، به کوشش سید جلالالدین آشتیانى، تهران، علمى و فرهنگى، 1375
ـ کاشانى، عبدالرزاق، شرح فصوصالحکم، قم، بیدار، 1370
ـ کاکایى، قاسم، وحدت وجود به روایت ابنعربى و مایستر اکهارت، تهران، هرمس، 1381
ـ مدرّسى، محمّدتقى، مبانى عرفان اسلامى، ترجمه صادق پرهیزگار، تهران، بقیع، 1373
ـ مصباح، محمّدتقى، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامى، 1386
ـ «معرفتشناسان (5)و (6)»، ذهن، ش 14 (تابستان 1382)، ص 175ـ181
ـ ملّاصدرا (صدرالدین محمّدبن ابراهیم شیرازى)، الشواهدالربوبیه، مشهد، دانشگاه مشهد، 1346
ـ ـــــ ، الحکمه المتعالیه فى الاسفار العقلیه الاربعه، بیروت، دار احیاءالتراث العربى، بىتا
ـ ـــــ ، شرح اصول کافى، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، 1366
ـ ـــــ ، شرح الهدایهالاثیریه، بىجا، موسسهالتاریخ العربى، 1313ق
چکیده
وحدت وجود را مىتوان مهمترین گزاره اکثر مکاتب عرفانى دانست. البته مکاتب گوناگون عرفانى، در نوع جهانبینى و دستورالعملهاى مربوط به سیر و سلوک، تفاوتهایى با یکدیگر دارند؛ امّا ظاهرآ در این آموزه، اغلب با هم اختلاف اساسى ندارند. امّا، توجیه منطقى و عقلانى این امر با مشکلات بزرگى روبهروست و کمتر مکتب فکرىاى توانسته است از عهده تبیین آن برآید؛ بلکه گاهى برخى با صراحت گفتهاند: اساسآ این امر توجیه عقلانى ندارد و امرى غیرعقلانى است. در این مقاله، نخست به بررسى مکاتب مختلف عرفانى پرداخته، و تشابه آنها را در موضوع «وحدت وجود» و چند آموزه مهم و مرتبط با آن بررسى کردهایم و سپس، کوشش ملّاصدرا و استیس را در توجیه وحدت وجود به بحث گذاشتهایم
کلیدواژهها : تجربه عرفانى، وحدت وجود، عرفان اسلامى، تائوئیسم، عرفان هندى، عرفان مسیحى، تجلّى، شناخت حق، وحدت کشف، وحدت حقیقت، وجود رابط
مقدّمه
پلورالیسم در رستگارى (یا پلورالیسم در حقّانیت) ادّعایى نیست که در عصر جدید پدید آمده و یا فقط از طرف روشنفکران دوران معاصر مطرح شده باشد؛ بلکه رگههاى بسیار روشنى از آن را مىتوان در کلام عارفان و صوفىمسلکان تمامى اعصار مشاهده نمود. این در حالى است که اکثر دینداران، «پلورالیسم» (به ویژه پلورالیسم در حقّانیت) را انکار کردهاند. واقعآ حق با کیست؟ آیا هر دو طرف راست مىگویند؟ طبق دیدگاه پلورالیستها، دینداران نیز راست مىگویند؛ امّا دینداران فقط دیدگاه خویش را درست مىدانند و اعتقاد دارند که پلورالیستها گرفتار خطا مىباشند. اگر بخواهیم به همین مقدار بسنده کنیم و به قضاوت بنشینیم، به نظر مىرسد که باید حق را به دینداران بدهیم؛ چراکه ایشانْ هم طبق دیدگاه خویش برحقّاند و هم طبق دیدگاه پلورالیستها. امّا موضوعْ پیچیدهتر از آن است که بتوان به این سادگى درباره آن قضاوت کرد؛ دستکم، موضوعى که ذهن نویسنده این مقاله را به خود مشغول داشته چیز دیگرى است. صرفنظر از قضاوت نهایى، پرسش زیربنایى نگارنده این است که: پلورالیسمى که اهل عرفان مطرح مىسازند، بر چه مبنایى استوار است؟ آیا ایشان حقیقت را ذووجوه مىدانند؟ آیا اصل حقیقتْ واحد، و جلوههاى آنْ متعدد است؟ آیا حقیقتْ واحد، و راههاى دستیابى به آن متعدد است؟ خلاصه ادّعاى اصلى اهل عرفان در این باب چیست؟ گاهى به نظر مىرسد که ایشان سعادت و شقاوت را به آن معنایى که در ادیان مطرح است، قبول ندارند؛ حتى گاهى چنین مىنماید که از نظر ایشان، اساسآ نمىتوان کافر یا مشرکى را در میان انسانها سراغ گرفت. در حقیقت، با نگاه متدیّنانه است که انسانها به کافر و مؤمن یا مشرک و موحّد تقسیم مىشوند، و هر دینى نیز موضع خود را دارد: مسیحى مسلمان را مؤمن نمىداند و ایمان خود را بالاترین درجه از ایمان مىداند؛ مسلمان نیز همین برخورد را با مسیحى انجام مىدهد. آدمى که از بیرون به این موضوع نگاه مىکند، به حیرت مىافتد که: به راستى، حقیقت چیست و آن را چگونه مىتوان به دست آورد؟
در مقاله حاضر، بیشتر به کشف موضع عرفا در اینباره خواهیم پرداخت. از اینرو، به نظر مىرسد بهتر باشد نخست به این پرسش پاسخ دهیم که: آیا اساسآ عرفاى مکاتب مختلف ـ اعم از مسلمان و غیرمسلمان ـ سخن واحدى دارند؟ شایسته است، این وحدتنظر را در بنیادىترین موضوعات به بررسى بنشینیم؛ چراکه هرگونه وحدت یا اختلافنظر در سایر عرصههاى نظرى و عملى، ناشى از وحدت یا کثرت در اصول خواهد بود. بنابراین، اولین پرسش اساسى در این پژوهش آن است که: آیا عرفاى مکاتب مختلف ـ اعم از بودیسم، تائوئیسم، عرفان مسیحى، عرفان یهودى (قبالا)، عرفان اسلامى (صوفیسم) و سایر مکاتب عرفانى ـ در اساسىترین ادّعاها و کشفهاى خویش وحدتنظر، و وحدت کشف دارند یا آنکه در میان ادّعاها، اختلاف اساسى وجود دارد؟ باید پذیرفت که حتى پس از بررسىهاى دقیق نیز نمىتوان با یقین به وحدت یا کثرت کشفها حکم داد؛ زیرا قضاوت درباره «کشف و شهود» آن را از حقیقت خود تهى مىکند و به عرصه علم عقلى و حصولى وارد مىسازد، حال آنکه روشن است که «کشف» امرى شخصى و غیرعقلى به شمار مىرود. با اینهمه، چارهاى جز این نیست و با مراعات قواعد منطقى و عقلانى، و اعمال کمترین تصرّف در تفسیر دریافتهاى شهودى، باید تاحدودى به واقعیت کشفهاى عرفا دست یافت و درباره وحدت یا کثرت آن کشفها قضاوت کرد. پس، سؤال این است که: آیا میان کشف عرفا در مکتبهاى مختلف عرفانى، همسانى وجود دارد یا خیر؟ بعد از پاسخ به این سؤال است که مىتوان درباره رویکرد پلورالیستى عرفا قضاوت کرد. به عبارت روشنتر، اگر بتوان در دریافتهاى حضورى عرفا همسانى پیدا کرد (به ویژه همسانى در بنیادىترین مسائل متافیزیکى)، در آن صورت مىتوان درک نمود که چرا عرفا به طور کلّى گرایش زیادى به مسئله پلورالیسم داشتهاند؛ زیرا همسانى در دریافتهاى حضورى، علامت روشنى بر وحدت حقیقت است و نشان مىدهد که حقیقت واحد را مىتوان از راههاى مختلفى به دست آورد
امّا سؤال اساسى دیگرى که بر فرض وحدت کشف عرفا رخ مىنماید، این است که : چگونه مىتوان کشفهاى واحد را که حاصل سلوکهاى مختلف عرفانى است، به صورت منطقى و عقلانى توجیه کرد؟ در واقع، چگونه است که انسانهاى مختلف در زمانهاى مختلف، با به کارگیرى روشها و دستورالعملهاى مختلف، و بهرهمندى از اعتقادات مختلف، به امر واحد و یکسانى دست پیدا مىکنند؟ چه بسا کسى مدّعى شود : این پیشفرض که عرفا در مکاتب مختلف عرفانى روشها، دستورالعملها، و اعتقادات مختلفى دارند و با اینهمه، به کشف واحدى دست مىیابند، از اساس نادرست است؛ بلکه مسئله این است که در همه مکاتب عرفانى، اصولْ یکساناند و تنها جزئیات با یکدیگر تفاوت دارند (بنابراین، در مجموع، مکاتب عرفانى نتایج یکسانى به دست مىدهند). بدیهى است که تحقیق درباره صحت و سقم هریک از این دو ادّعا نیازمند بررسى بسیار گستردهاى است. در هر صورت، به جاى افزودن بر شمار سؤالات، بهتر آن است که با مشخص نمودن پرسشهاى تحقیق، به اصل موضوع بپردازیم تا شاید برخى از ابهامهاى مسئله روشن شود. بدین ترتیب، پرسشهاى اصلى این تحقیق عبارتاند از
1 آیا همسانى و اتفاقنظرى میان کشفهاى عرفاى مکاتب مختلف عرفانى وجود دارد؟ اگر وجود دارد، آیا این همسانى در کشفهاى اصلى ایشان برقرار است یا خیر؟
2 بر فرض مثبت بودن پاسخ سؤال قبل، دلیل این همسانى چیست؟
3 آیا منطقآ مىتوان این همسانى مفروض را توجیه کرد؟
4 آیا این همسانى مىتواند وجهى منطقى براى پلورالیسم ادّعاشده در سطور اولیه این مقاله باشد؟
روشن است که براى پاسخ دادن به پرسش نخست، باید به متن مکاتب مختلف عرفانى مراجعه و ادّعاهاى اصلى آنها را بررسى کرد. بدین سان، در این بخش از مقاله، به این مسئله مىپردازیم و مىگوییم که: موضوعات گوناگونى به صورت مشترک در مکاتب عرفانى دنیا مطرح شدهاند. این اشتراکات را که با استقرایى مقدّماتى به دست مىآیند، نویسندگان مختلفى پذیرفتهاند؛ براى مثال براد در اینباره مىگوید
سرانجام به برهان اثبات وجود خدا که مبتنى بر وقوع حالات و تجارب ویژه عرفانى و دینى است، مىرسیم. من به طیبخاطر مىپذیرم که چنین حالاتى به مردمانى که از نژادهاى گوناگون و در سنن اجتماعى متفاوتى بودهاند، در همه ادوار تاریخ، دست داده است. و باز هم به طیبخاطر قبول دارم که اگرچه آن تجارب در زمانها و مکانهاى مختلف تفاوتهاى قابلملاحظهاى با یکدیگر داشتهاند، همچنین تعبیرات آنها از نفس تجربه گوناگونتر بوده است، ولى محتملا ویژگىهاى معیّن و مشترکى در میان آنها هست که براى تمییزشان از سایر انواع تجربه کافى است. و بر این مبنا، از نظر من، بسیار محتمل است که انسان در حالات دینى و عرفانى، با حقیقت یا جنبهاى از حقیقتْ ارتباطى مىیابد که به هیچ طریق دیگر نمىیابد
سخن صریحتر از آنِ ویلیام جیمز است که مىگوید
; مهمترین نتیجهاى که از اشراق و جذبه گرفته مىشود، این است که دیوار جدایى بین فرد و مطلق از میان برداشته مىشود. در آنجاست که ما وحدت خود را بىنهایت درک مىکنیم. و این است آن آزمایش ازلى و پیروزمندى که از عرفان، در تمام شرایط و در همه مذهبها دیده مىشود. در مذهب هندو، در تصوف، در مسیحیت، در; همهجا، این آهنگ شنیده مىشود؛ آنهم با یک هماهنگى بىنظیر که همه عرفا از وحدت با حق، دم مىزنند
استیس نیز مىگوید: «در تجربههاى عرفانى سراسر جهان، با وجود اختلافات عدیده و معتنابهى که در تعبیر آن هست، وفاق و اتفاق کلمهاى بنیادین مشهود است.»
وحدت وجود
نقل همین سه قول کافى است تا نشان دهد که افراد زیادى چنین دیدگاهى دارند. به هر روى، اینک شایسته است به بررسى مکاتب مختلف عرفانى بپردازیم و موضوعات گوناگونى از یکسانى شهودهاى عرفانى در این مکاتب را جستوجو کنیم. مهمترین مسئلهاى که مىتواند اولین موضوعِ جستوجو باشد، مسئله وحدت وجود است. نکته جالب توجه آن است که وحدت وجود ـ و مسائل متفرّع بر آن ـ اصلىترین آموزه عرفانهاى اسلامى، مسیحى، یهودى، و حتى هندى و چینى است. به عبارت دیگر، نه تنها پیروان ادیان ابراهیمى «وحدت وجود» را به عنوان اصلى مشترک پذیرفتهاند، بلکه عرفانهاى شرقى نیز که ماهیتآ تفاوت قابلتوجهى با عرفانهاى برخاسته از ادیان توحیدى دارند، در این امر با آنها مشترکاند
منطق حاکم بر همه ادیان ابراهیمى، تا حدود زیادى، همسان است. براى مثال، اسلام و مسیحیت در مهمترین آموزه خود، یعنى مسئله توحید، با هم اختلاف دارند؛ امّا با این حال، در هنگام تبیین دیدگاه خویش در اینباره، از یک روش و یک منطق استفاده مىکنند. به نظر مىرسد که منطق حاکم بر تبیینهاى الهیاتى در این دو دینْ منطق ارسطویى، و به طور کلّى، منطق یونانى است. بدیهى است که تفسیر هستى، در این دو دیدگاه، تفسیرى مبتنى بر فلسفه یونانى خواهد بود. با این وصف، پیروان این دو دین، اگرچه در همان موضوع اصلى با هم اختلاف پیدا نموده و یکى قائل به توحید و دیگرى قائل به تثلیث شدهاند، امّا بازهم منطقشان واحد است؛ نهایت آنکه متألّه مسیحى به هنگام توجیه تثلیث، مدّعى ناتوانى عقل در تثبیت منطقى و هستىشناختى اعتقاد خویش مىباشد، ولى نوع نگاهش به قوانین منطقى و هستىشناختى با نوع نگاه متألّه مسلمان متفاوت نیست. این در حالى است که جهانبینى حاکم بر ادیان شرقى چندان با روش فلسفى و منطقى یونانى سنخیت ندارد و ادیان شرقى، بیشتر، حالت ذوقى و اشراقى دارند. با اینهمه، وقتى به گرایشهاى عرفانى این دو حوزه متفاوت (ادیان ابراهیمى یا همان ادیان غربى، و ادیان شرقى) مراجعه و ادّعاهاى مهم آنها را بررسى مىکنیم، پى مىبریم که این عرفانها، اغلب دیدگاه مشترکى دارند؛ براى مثال، ایزوتسو درباره اتفاقنظر عرفان چینى با عرفان اسلامى (در موضوع وحدت وجود) مىگوید : «اندیشهاى که در کتاب چانگتزو مربوط به تائوئیسم وجود دارد، اگر به درستى مورد تحلیل و فهم قرار گیرد، همتاى جالب چینى فلسفه وحدت وجود را ـ آنگونه که ابنعربى در اسلام عرضه کرده ـ در اختیار ما قرار خواهد داد.» او در جاى دیگرى نیز مىگوید
در چشم کسى که «بیدارى بزرگ» را تجربه کرده است، همهچیز واحد است، همهچیز خود حقیقت است؛ گرچه در عین حال، این حقیقتِ فرید بر روى او چشمانداز رنگارنگى از اشیاى بىنهایت متنوع و گونهگون مىگشاید که در گوهر و ذات با هم متفاوتاند. و عالم هستى از این حیث، عالم تعدّد و تکثّر است. این دو حیثیت با هم قابل جمع خواهند بود، اگر ما این اشیا را اشکال عرضى و متنوع واحد مطلق انگاریم. وحدت وجودى که اینگونه فهمیده مىشود، محور فلسفه لائوتزو و چانگتزو را تشکیل مىدهد
نظر استیس نیز درباره عرفانهاى هندى مشابه همین نظر است. او معتقد است: حکمت ودانتا که در متونى همچون اوپانیشادها نمود یافته، بىگمان وحدت وجودى است. از نظر وى، در این متون، تعبیر درستى از وحدت وجود به دست داده نشده؛ امّا بدون تردید مراد اصلى گویندگان آن سخنان همان «وحدت وجود» بوده است. به اعتقاد استیس، اوپانیشادها زبانى دارد که اگر صرفآ به منطوقش توجه شود، قائل به یکسانى و یگانگى خدا و جهان است. البته، وى این تعبیر را تعبیر درستى از وحدت وجود نمىداند؛ امّا اعتقاد دارد که در هر حال، مفاد اصلى آن وحدت وجود است. او آنگاه به نقل جملاتى از اوپانیشادها مىپردازد که در اشاره به «وحدت وجود» صراحت زیادى دارند؛ مثلا در ماندوکیا اوپانیشاد، چنین مىخوانیم: «هرچه هست برهمن است.» همچنین، در سوتاسواتارا اوپانیشاد، آمده است
تو همانا آتشى، تو همانا خورشیدى، تو همانا هوایى، تو همانا ماه آسمانى، تو همانا چرخ پرستارهاى، تو همانا برهمن متعالى هستى، تو همانا همه آبهاى جهانى. تو اى آفریننده همه، تو زنى، تو مردى، تو همانا جوانمردى، دوشیزهاى، تو همانا پیرمرد فرتوت فرسودهاى، تویى که چهرهات همهجا هست، تو همانا پروانه تیرهرنگى، تو همانا طوطى سبزپر و سرخچشمى، تو همانا ابر آذرخشافروزى، چهارفصلى، دریاهایى، بىآغازى تو، فراتر از زمان و فراتر از مکان

دانلود پروژه تجربیات مدون حجاب و نهادینه سازی آن در مدارس در wor
یکشنبه 95/4/6 2:51 صبح| | نظر

دانلود پروژه تجربیات مدون حجاب و نهادینه سازی آن در مدارس در word دارای 59 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود پروژه تجربیات مدون حجاب و نهادینه سازی آن در مدارس در word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است
بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود پروژه تجربیات مدون حجاب و نهادینه سازی آن در مدارس در word
مقدمه
نقش آموزش و پرورش در نهادینهسازی فرهنگ حجاب
نقش سیاستهای تشویقی ترویج حجاب در نظام آموزشی
پیشینه و تاریخچه حجاب
پوشش
چارچوب پوشش
پوشش های ممنوع برای مرد
پوشش زنان
حجاب برتر
در این روایات چند نکته نهفته است
عفت و حجاب
روش های ترویج حجاب
پایه های حجاب
نقش آموزش و پرورش در ترویج فرهنگ حجاب
پیامدهای ناگوار بدحجابی بر اجتماع
تاثیرحجاب و عفاف
نتیجه
پیشنهادات
منابع
بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود پروژه تجربیات مدون حجاب و نهادینه سازی آن در مدارس در word
حریم عفاف / رشیدی ( حسین )
سیمای فاطم زهرا ( علیهاالسلام ) / اکبری ( محمدرضا )
حجاب از دیدگاه آیات و روایات / رشیدی ( حسین )
مسئل حجاب / متفکر شهید استاد مطهری ( مرتضی )
مقدمه
اصلاح عمیق و ریشهای مسئلهی حجاب قطعاً در سطح مدارس و محیطهای آموزشی ممکن است و جای اصلاح این مسئله قطعا در کف خیابان نبوده و نمیتوان از طریق برخورد قهری در خیابان این امر را اصلاح نمود . از طرفی اینکه فقط از آموزش و پرورش انتظار داشته باشیم در این زمینه کار کند هم انتظار درستی نیست. با توجه به اینکه آموزش و پرورش جمعیت بالایی از فرزندان این سرزمین را در خود جای داده نقش مهمی در ترویج و توسعهی فرهنگ حجاب و عفاف دارد. در حقیقت اساسی ترین و ماندگارترین راهکار برای تقویت فرهنگ حجاب و عفاف اقدام در دوره ی تحصیلی دانش آموزان است
البته در این خصوص کارهای بسیاری صورت گرفته اما نتیجه ای که ما در سطح جامعه میبینیم نشان میدهد که این اقدامات کافی نیست و باید برای انتقال ارزشها به دانش آموزان به دنبال راهکارهای ظریف تری بود. در این زمینه برخی معتقدند که عفاف به تنهایی کافی است و پوشش ظاهری مد نظر اسلام نیست که در جواب باید گفت این اعتقاد قطعاً درست نیست. به خاطر اینکه حجاب به عنوان یکی از مباحث رفتاری در عرصهی احکام عملی پیشینهی عمیقی دارد و در فقه اسلامی و همهی مذاهب اسلامی به آن اشاره شده است. ممکن است در مورد حدود و شرایط حجاب تفاوت نظرهای اندکی وجود داشته باشد، ولی در اصلِ اینکه حجاب جزء واجبات اسلام است تردیدی نیست
ریشهی حجاب عفاف است. هر چقدر عفاف و روحیهی عدم تبرج و عدم تظاهر زیباییها پررنگتر شود حجاب تقویت خواهد شد. ریشهی عفاف هم به مسئلهی حیا برمیگردد که در منظومهی فرهنگ اسلام و در اخلاق دینی ما جایگاه بسیار عمیقی دارد و متأسفانه در سدههای گذشته بر اثر هجوم فرهنگی عمیقی که به جوامع اسلامی شده، تا حدودی کمرنگ شده است. در اسلام خیلی روی بحث حیا تأکید میشود، به اندازهای که حیا را هموزن مجموعهی دین و عقلانیت انسان میدانند. در بعضی از روایات بین 3 مقولهی عقل، دین و حیا یک نوع همعرضی و همسانی دیده میشود و این موضوع اهمیت حیا را نشان میدهد
حیا یعنی اینکه فرد به نگرشی عمیق نسبت به خودش و انسانهای دیگر برسد، در مواجههی با دیگران خویشتندار باشد و اساساً انجام بعضی از اعمال و رفتارها را در حضور دیگران برای خودش موجب وهن و انحطاط ببیند. بنابراین میتوان گفت ریشهی حجاب را در عفاف و ریشهی عفاف را در ظرف حیا باید جستوجو کرد. اگر آن ریشه وجود داشته باشد، قطعاً میوه و ثمره هم به وجود میآید. کسی نمیتواند ادعا کند که دارای حیا و عفاف است، ولی به حجاب بیاعتنا باشد. از جهت دیگر، در احکام شریعت اسلام و همهی شریعتهای آسمانی حجاب جایگاه ویژهای دارد و بزرگان زیادی از جمله مرحوم مطهری به آن پرداختهاند. بنابراین نمیتوان انکار کرد که حجاب جزء احکام اسلام است
سوال اصلی شاید این باشد که چه عواملی سبب میشود که حجاب در بین زنان ما کمرنگ جلوه کند و یا ایراد کار در کجاست ؟ در پاسخ به این سوال باید برگشتی به تاریخ داشته باشیم و جواب را در آنجا جستجو کنیم
بزرگترین خیانتی که از دورهی پهلوی به فرهنگ ایرانی و اسلامی ما شد تضعیف بُعد حیا در جامعه و از بین بردن ریشههای حجاب، یعنی عفاف و حیا، بود. نگرش غربمدارانه و سکولاریستی دروهی رضاخان سعی میکرد که جامعهی ایران اسلامی را از درون دچار پوسیدگی کند. در همین راستا بحث کشف حجاب مطرح شد. در واقع بزرگترین خیانت رضاخان از نظر فرهنگی اجباری کردن بیحجابی و کشف حجاب بود که متأسفانه در طول دو سه نسل موجب شد ریشههای حیا و عفاف در جامعهی ما تضعیف شود
البته این ریشهها تضعیف شد، اما هیچ گاه نخشکید. به همین خاطر، امروز هم در جامعهی ما ریشهی حیا و عفاف وجود دارد، حتی افرادی که غافلاند یا تحت تأثیر فضای فرهنگی خانواده و فشار روانی و فرهنگی رسانههای بیگانه قرار دارند نیز ریشههای حیا و عفاف در درونشان کاملاً نخشکیده است و بارقههای امید وجود دارد
عامل مهم دیگر در این زمینه فضای حاکم بر رسانههای جمعی جهانی و فرهنگ سکولاری است که امروز بر جهان تحمیل میشود و در 2 دههی اخیر شدت گرفته است. از طرف دیگر، ما نیز در عرصهی تبیین، توزیع و اشاعهی مبانی فکری و نظری حجاب و عفاف کمکاری کردهایم و گاهی تحلیلها و برخوردهای غلطی در این زمینه وجود داشته است
همچنین کتابهای مناسب برای مخاطب نوجوان، جوان و کودک در این زمینه تعداد زیادی نیست. البته اگرچه در دو سه سال اخیر حرکتهایی شروع شده است، ولی در 3 دههی گذشته، یعنی بعد از انقلاب، کمکاری زیادی در این زمینه داشتهایم. تبیینهای رسانهها به شدت انفعالی، موسمی و سطحی بوده است. در واقع ما یک اتاق فکر ویژه در سطح ملی برای مواجههی فرهنگی و علمی عمیق با زشتیهای عرصهی پوشش نداشتهایم و متأسفانه هنوز هم چنین هستهای شکل نگرفته است
دستگاههای مختلف فکری و فرهنگی، حوزوه و نظام تعلیم و تربیت ما همسو و هماهنگ نبودهاند و یک طرح یا سناریوی مشخص برای برخورد با این مسئله نداشتهاند. در بُعد تربیت خانوادگی هم هشیارسازی و ارتقای توانمندیها و مهارتهای آنها برای مواجههی درست و منطقی با این مسئله بسیار مهم است که متأسفانه ما در این زمینه بسیار کمبود داشته ایم
بنابراین میتوان گفت که واقعاً جامعهی ما در زمینهی برخورداری از یک فکر عمیق و طراحی جامع در مسئلهی عفاف و حجاب واقعاً دچار کاستی بودهایم. آنچه ما در جامعه مشاهده میکنیم در واقع نتیجهی عوامل بیرونی در جهت گسترش پلشتی و ناهنجاری در عرصهی پوشش و همچنین نبود انسجام، هماهنگی برنامهریزی داخلی است
با توجه به این شرایط، به نظر میرسد که وضعیت پوشش در جامعهی ما تا حد زیادی حفظ شده است؛ یعنی بر خلاف اینکه بعضیها وضعیت موجود را بحرانی و منفی تلقی میکنند، هرچند وضعیت مثبت نیست، ولی نسبت به اینکه ما تلاشی نکردهایم و بیگانگان به شدت در این زمینه فعال بودهاند، باز هم میتوان گفت مقاومت درونی جامعهی ما و روحیهی دینی و انقلابی مردم تا حد زیادی توانسته است خودش را در مقابل این پدیده حفظ کند. اگر ما واقعاً یک برنامهریزی میانمدت 5 تا 7 ساله را به طور عمیق و با شیوهای کاملاً علمی و با لحاظ رویکردهای عمیق دینی ساماندهی کنیم، خیلی زود میتوانیم پاسخ بگیریم و حتماً وضعیت پوشش در جامعهی ما بهبود پیدا میکند
نقش آموزش و پرورش در نهادینهسازی فرهنگ حجاب
بعضی از لایههای جامعهی ما، از جمله عرصهی تعلیم و تربیت، اساساً ممکن است به این مسئله معتقد نباشند. کسانی که اعتقادی ندارند یا اینکه اعتقادشان سطحی است و از پشتوانهی عمیق علمی و نظری برخوردار نیست، اگر هم بخواهند خدمت کنند، گاهی در عمل خدمتشان نتیجهی عکس میدهد. مواجههی با این مسئله به ژرفنگری، باور عمیق دینی و یک نگاه علمی و فرهنگی و بدون انفعال در برابر 2 موج موجود نیاز دارد
منظور از این 2 موج یکی تخریب مبانی فرهنگی جامعه و اشاعهدهندهی بدحجابی و بدپوششی و دیگری فشارهای غیرمنطقی موسمی و فصلی است که برخی انتظار کارهای عجولانه و شتابزده را دارند. کسانی که میخواهند با واقعاً در این مورد کار کنند باید در مقابل هر دو موج بایستند و به گونهای معقول، با طراحی اثرگذار و ادبیاتی درست به این مسئله بپردازند
در آموزش و پرورش قطعاً این جهتگیری میتواند بسیار مؤثر باشد، کمااینکه تا امروز هم میتوان گفت تا حد زیادی فضاهای آموزش و پرورش، نیروهای متدین، مربیان تربیتی و مدیران متعهد بسیار کمک کردند به اینکه جامعه در برابر موج پلشتی در پوشش و حجاب بتواند مقاومت کند. در واقع آنها بنیههای مقاومتی جامعهی ما را تقویت کردهاند، ولی اینها کافی نیست

دانلود پروژه مقاله سیستم اطلاعات تجاری در word
یکشنبه 95/4/6 2:51 صبح| | نظر

دانلود پروژه مقاله سیستم اطلاعات تجاری در word دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود پروژه مقاله سیستم اطلاعات تجاری در word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است
بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود پروژه مقاله سیستم اطلاعات تجاری در word
سیستم اطلاعات تجاری
مقدمه
اهمیت اطلاعات در تجارت
ویژگیهای اطلاعات مناسب :
مقاصد کلی اطلاعات
توصیف داده ها:
- تبیین رخدادها:
- پیش بینی :
- پیشنهاد راهکارها :
- ارزیابی :
سیستم های اطلاعات فرابخشی
فرایندهایی نظیر:
بازاریابی دو جانبه (تعاملی):
اتوماسیون نیروی فروش:
مدیریت محصول و فروش:
ترویج فروش و تبلیغات:
توزیع :
بازاریابی هدفمند:
تحقیقات بازار و پیش بینی ها:
2 – سیستم های اطلاعات تولید:
تولید یکپارچه رایانه ای:
ساده سازی:
خودکار کردن:
یکپارچه کردن:
تولید به کمک رایانه (CAM) و سیستم های اجرایی تولید:
شبکه های همکاری تولید:
کنترل فرایند:
روباتیک:
مهندسی به کمک رایانه:
3 – سیستم های اطلاعات منابع انسانی:
آموزش و پیشرفت:
4 – سیستم های اطلاعات حســـابداری:
سیستم های حسابداری آن لاین:
پردازش سفارش:
کنترل موجودی:
حسابهای دریافتی:
حسابهای پرداختی:
لیست حقوق:
دفتر کل:
5 – سیستم های اطلاعات مالی:
مدیریت وجوه نقد:
تحلیل مالی:
برنامه ریزی و پیش بینی مالی:
منابع
بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود پروژه مقاله سیستم اطلاعات تجاری در word
1 – TURBAN EFRAIM, MCLEAN EPHRAIM, WETHERBE JAMES, “INFORMATION TECHNOLOGY FOR MANAGEMENT: TRANSFORMATION BUSINESS IN THE DIGITAL ECONOMY”, THIRD EDITION, WILEY INC
2 – O BRIEN JAMES A., “INTRODUCTION TO INFORMATION SYSTEMS: ESSENTIALS FOR THE E-BUSINESS ENTERPRISE”, MCGRAW-HILL IRWIN,
3 – LUSSIER ROBERT N., “MANAGEMENT FUNDAMENTALS CONCEPTS:APPLICATIONS; SKILL; DEVELOPMENT”, SOUTH – WESTERN COLLEGE PUBLISHING,
4 – O SHAUGHNESSY JOHN, “COMPETITIVE MARKETING: A STRATEGIC APPROACH”, ROUTLEDGE,
5 – KOTLER PHILIP, ARMSTRONG GARY, SAUNDERS JOHN, WONG VERONICA, “PRINCIPLE OF MARKETING”, SECOND EUROPEAN EDITION, PRENTICE HALL EUROPE,
. 6 – “FROM THE VALUATION OF INFORMATION TECHNOLOGY, A GUIDE FOR STRATEGY” BOOKS.COM/FINANCE-AND-PROFITABILITY-BOOKS/THE-VALUATION-OF-INFORMATION-TECHNOLOGY.HTM
7- صرافی زاده، اصغر و علی علی پناهی، «سیستم های اطلاعات مدیریت، مفاهیم، نظریه ها، کاربردها»، تهران، انتشارات میر، 1380 ! مهدی بیگدلو: دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران
مقدمه
سیستم های اطلاعات در اشکال گوناگون میتوانند در سازمانها و کسب و کارها به کار گرفته شوند. مواردی نظیر انجام فعالیتها، حل مسایل سازمانی و پیگیری فرصتهای تجاری، همگی با استفاده از آن امکان پذیر میگردد
در این مقاله قصد داریم سیستم اطلاعات تجاری (BIS) را که کارکردهای گوناگون سازمان نظیر بازاریابی، مالی، حسابداری، مدیریت عملیات و مدیریت منابع انسانی را پشتیبانی میکند، مورد بررسی قرار دهیم و در پی آن اثراتی که میتواند بااستفاده از این سیستم ها در عملکرد سازمانها و کیفیت خروجیهای آنها ایجاد شود را مورد مطالعه قرار دهیم
اهمیت اطلاعات در تجارت
امروزه اطلاعات هم به عنوان یک منبع مهم استراتژیک در سازمان و هم به عنوان یک منبع عمده برای ارزش افزوده مطرح است. اطلاعات همواره به عنوان یک مزیت رقابتی قلمداد شده است. دستیابی به اطلاعات مربوط به فعالیتهای گوناگون سازمان از جنبه های مختلف میتواند بر عملکرد کلی آن اثرگذار باشد، برخی از مزایای آن به شرح ذیل است
داشتن اطلاعات در زمینه نیازها و دیدگاههای مصرف کنندگان نسبت به کالاها و خدمات فعلی سازمان میتواند، به بهبود محصولات و ایجاد محصولات جدید منجر شود
اطلاعات در مورد پیشرفتهایی که در زمینه مواد و کاربرد فناوری وجود دارد میتواند به کارایی و بهره وری در فرایند تولید و بهبود طراحی و کیفیت محصول منجر گردد
ارتباطات پیشرفته میان کارکنانی که خدماتی را به مشتری ارائه میدهند و گروه عملیات طراحی و تولید محصول، موجب مشخص شدن نواقص کالا و مشکلات در نصب و اجرای عملیات خواهد شد و لذا موجب افزایش کیفیت شود
وجود جریان صحیح اطلاعات بین بخشهای تولید و فروش میتواند وظایف پیش بینی و برنامه زمان بندی تولید را بهبود بخشیده و زمان تحویل را کاهش دهد
به علاوه هر سازمانی که داده های صحیح، دقیق، بهنگام و جامع در اختیار داشته باشد و بتواند در کمترین زمان، به داده های مورد نیازش دسترسی داشته باشد، بهتر میتواند به اهدافش نایل شود.(7)
ویژگیهای اطلاعات مناسب
اطلاعات مفید دارای چهار ویژگی هستند؛ 1 – بهنگام بودن 2 – کیفیت 3 – کامل بودن 4 – مربوط بودن. بهنگام بودن به اینکه آیا در هنگام تصمیم گیری دسترسی به اطلاعات امکان پذیر است یا خیر، اشاره دارد. کیفیت به معنای صحت اطلاعات است. افراد به سادگی میتوانند بااطلاعات غلط تصمیم های اشتباهی را اتخاذ کنند. کامل بودن به مقدار اطلاعات گردآوری شده، دلالت دارد ومربوط بودن به میزان ارتباط اطلاعات بااهداف تصمیم ها اشاره دارد. معیارهای مناسب به مدیران کمک خواهد کرد تا اطلاعات و گزینه های صحیح را انتخاب کنند.(3)
مقاصد کلی اطلاعات
در یک دیدگاه کلی، اطلاعات داده های مورد نیاز برای تصمیم گیری را فراهم میکند. این امر از طریق توصیف حالات پدیده ها، تبیین رخدادها، پیش بینی رویدادها، پیشنهاد راهکارهای لازم و سرانجام ارزیابی فعالیتهای ارائه شده، صورت میپذیرد
توصیف داده ها
در این مرحله هدف از گردآوری داده ها توصیف شرایط موجود است. همچنین در این مرحله داده های مربوط به متغیرهای تاثیرگذار بر عملکرد سازمان و نیز نتیجه عملکرد سازمان جمع آوری میشود تا در مراحل بعد با تفسیر و تعبیر این داده ها به اطلاعات مورد نیاز دست یافت
- تبیین رخدادها
تبیین رخدادها عاملی است که ناآشنایی و غیرمنتظره بودن محیط را کاهش میدهد. در حوزه علم تبیین شرایطی است که تحت آن برخی رویدادها تغییر یا از اصول پذیرفته شده تبعیت میکند
- پیش بینی
ظپیش بینی مشخص میکند که چه رویدادی به عنوان نتیجه برخی از موقعیتها و یا مجموعه ای از شرایط، اتفاق خواهد افتاد. اطلاعات حاصل از پیش بینی کمک میکند تا آینده را بهتر بشناسیم و براساس آن به تدوین برنامه ها بپردازیم
- پیشنهاد راهکارها
- این فرایند شامل مراحل تصمیم گیری است. تعیین اهداف، شناسایی گزینه های مربوط و نتایج احتمالی آنها، ارزیابی این نتایج و در پایان انتخاب تصمیم بهینه
- ارزیابی
- به طور خاص در سازمان ارزیابی فرایند تعیین چگونگی موفقیت برخی برنامه ها یا اقدامات در دستیابی به اهداف تعیین شده است. اطلاعات مورد نیاز برای ارزیابی به مدیران کمک میکند تا برنامه های اجرایی را ارزیابی کنند و پتانسیـل آتی آن را مشخص کنند. (4)
سیستم های اطلاعات فرابخشی
- سیستم های اطلاعات اغلب ترکیب یکپارچه ای از سیستم های اطلاعاتی بخشی هستند. این قبیل سیستم ها فرایندهای تجاری را پشتیبانی میکنند
فرایندهایی نظیر
- توسعه محصول جدید، تولید، توزیع، مدیریت سفارشها، پشتیبانی از مشتریان و نظایر آن. بسیاری از سازمانها به سیستم های فرابخشی به عنوان راهی استراتژیک برای استفاده از فناوری اطلاعات در سهیم ساختن منابع اطلاعاتی میان بخشهای مختلف مینگرند، که به موجب آن کارایی و اثربخشی فرایندهای تجاری خود را در دستیابی به اهداف استراتژیک خود، بهبود بخشند. به عنوان مثال، میتوان از فرایند توسعه محصول جدید در یک سازمان تولیدی یاد کرد. این فرایند تجاری (محصول جدید) میبایستی از سیستم های اطلاعات فرابخشی استفاده کنند که چندین بخش را درگیر میکند
- سیستم های اطلاعات تجاری براساس وظایف و کارکردهای تجاری که آنها را پشتیبانی میکنند، مورد تجزیه تجزیه و تحلیل قرار میگیرند
- همان گونه که در شکل دو مشاهده میشود، سیستم های اطلاعات تجاری به پنج بخش اصلی گروه بندی شده اند. این سیستم ها با یکپارچه شدن با یکدیگر به صورت فرابخشی سیستم های اطلاعات تجاری را شکل میدهند. (2)
- 1 – سیستم های اطلاعات بازاریابی
- سیستم اطلاعات بازاریابی شامل افراد و تجهیزات و روشهایی است که اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیران بازاریابی را به صورت صحیح و بهنگام، گردآوری، دسته بندی، تحلیل، ارزیابی و منتشر میکند. (5) شرکتهای تجاری به منظور شناسایی و پاسخ به تغییرات پرشتاب محیط امروزی، به گونه ای فزاینده به سمت استفــــاده از فناوری اطلاعات گرایش پیدا میکنند. به عنوان مثال وب سایت ها و سرویسهای اینترنتی امکان برقراری فرایند بازاریابی تعاملی را فراهم ساخته است که به موجب آن مشتریان میتوانند در ساخت، بازاریابی، خرید و بهبود کالاها و خدمات، به عنـــوان یک شریک برای سازمان تبدیل شوند. (2)
بازاریابی دو جانبه (تعاملی)

غیرآرشیویها
-
مقاله بررسی عوامل موثر بر روی کارایی کلکتورهای خورشیدی مشبک تحت
مقاله تغییرات شاخصهای تنسنجی و لیپیدهای سرم بر حسب نمایهی تودهی
مقاله رایگان مختصری از فعالیت صندوق ضمانت صادرات تحت word
مقاله میراکردن نواسانات بین ناحیه ای با استفاده از سیگنال محلی د
مقاله Classification of damage modes in composites by using prin
مقاله استفاده از رویکرد تلفیقی تحلیل سلسله مراتبی و تاپسیس در مک
[عناوین آرشیوشده]